تبليغاتX
لی لی
این ویدئوهه رو یافتم بعد از کلی گشتن...گفتم لینکشو بذارم اینجا تا بلکه آنها که اینترنت پرسرعت دارند رستگار شوند...اما پشیمون شدم...
+ نوشته شده در  ساعت 3:6  توسط مورچه ی سیاه | 
Why does it always rain on me?
Even when the sun is shining
I cant avoid the lightning
I cant stand myself
Im being held up by invisible men
Still life on a shelf when
I got my mind on something else
Sunny days
Where have you gone?

-Travis
+ نوشته شده در  ساعت 1:53  توسط مورچه ی سیاه | 
بعضي از کارگردان ها اصلا دونت هو ا کلو که دارن چي ميسازن...نمونه اش این آقاي جان کرن...اومده يه فيلم ساخته ...ميشه گفت ريده...راجع به يه زوج جوونه که میرن چین...زنه که نااومی واتس باشه به شوهرش که ادوارد نورتون باشه خیانت میکنه و میره با یه چارلی نامی تیریپ لاو میشه بعد شوهره واسه اینکه فکر مرتیکه رو از کله ی زنش بیرون کنه میبرتش یه جایی که وبا شایع شده بود و اینا آخرشم با هم لاو میشن و ادوارد نورتون میمیره...
این فیلم داغون بود...
تنها صحنه ی خوبش...نبود
اما بشنوین از صحنه های چندشش...ایشششش...یکی وقتی بود که به احتمال زیاد از صحنه های محبوب کارگردانه...اینا تازه اومده بودن چین و دختره اصلا راضی نبود ..رفتن تئاتر... نمایشنامه راجع به دختری بود که به اسیری برده بودنش و از دیارش دور شده بود و دیگه هرگز طعم عشق رو نمیچشید...بابا سمبلیک!!!!ریدی ما رو...ضایع تر از این صحنه ی آخر فیلم بود وقتی شوهره میمیره و دختره دوباره چارلی رو میبینه... چارلی میگه بیا با هم باشیم و اینا اما دختره خودشو گوز میکنه و میگه نه...!!!!
آها نه خداییش یه قسمت خوب داشت و اون هم آهنگی بود که روی صحنه ی مرگ شوهره گذاشته بودن...

پ.ن: بر اساس داستانی از سامرست موام!!!!
+ نوشته شده در  ساعت 3:45  توسط مورچه ی سیاه | 
ساعت 1 امشب ماه گرفتگی شروع میشه...ساعت 5 هم تموم میشه...از دست ندینشاااااا....
+ نوشته شده در  ساعت 9:6  توسط مورچه ی سیاه | 
تمام عمرم میدونستم این اتفاق سال 85 میافته.
+ نوشته شده در  ساعت 5:6  توسط مورچه ی سیاه | 
And they threw me out of school
cause I swore at all the teachers
Because they never teach us
A thing I want to know
We do chemistry, biology and maths
I want poetry and music and some laughs
And I dont think its an awful lot to ask
+ نوشته شده در  ساعت 2:39  توسط مورچه ی سیاه |